ویژه نامه عید غدیر : مشروح حدیث غدیر


http://up.mjbasaer.ir/up/mjbasaer/Post/1395/Ghadir/photo_2016-09-19_17-51-14.jpg

رسول الله (ص) در اواخر سال دهم هجری که دوران غزوات سپری شده و اکثر قبایل عرب به اسلام گرائیده بودند عازم حج گردید. این تنها حج او بعد از هجرت به مدینه بود از این رو آن را حَجة الاسلام و حَجة الوداع نامیدند.

به علاوه چون به امر الهی ولایت علی (ع) را ابلاغ و در نتیجه دین را کامل و نعمت را تمام فرمود آن را حَجة الوداع و حَجة الکمال و حَجة التمام نیز گفته اند.
در این سفر زوجات و اهل بیت پیامبر (ص) و شخصیتهای برجسته مهاجرین و انصار و تعداد بسیاری از اهالی مدینه و حومه آن همراه بودند . رسول الله (ص) در مدینه به جامه احرام در آمد و روز پنجشنبه پنج روز مانده از ذی‏قعده بعد از نماز ظهر از شهر بیرون آمد و به ذوالحلیفه بیرون مدینه منتقل گردید. چون امر شده بود که هر کس بتواند باید که در این سفر همراه باشد با آن که بیماری حصبه (یا آبله) در منطقه مدینه شیوع داشت و عده ‏ای بیمار بودند دهها هزار نفر همراه رسول الله (ص) عزیمت کردند.

تعدادی نیز بین مدینه و مکه پیوستند مانند عشایر سر راه و آنان که همراه امیرالمؤمنین (ع) و ابوموسی اشعری از یمن باز می‏گشتند . از مدینه تا مکه ده روز طول کشید و رسول الله (ص) وارد مکه گردید و مناسک حج را به جای آورد.

http://up.mjbasaer.ir/up/mjbasaer/Post/1395/Ghadir/photo_2016-09-19_17-51-28.jpg

خطبه غدیر:

در راه بازگشت به مدینه  وقتی رسول خدا (ص) به منزل غدیر خم رسید فرشته خدای بر او نازل گشت و این آیه را در شأن امیرالمؤمنین علی (ع) ابلاغ نمود: "یا ایّها الرسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ الیکَ مِن رَبِّکَ و اِن لَم تَفعَل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس" (مائده، 67) یعنی:" ای پیامبر فرستاده، برسان آن چه فرو فرستاده شده است به تو از خدای تو اگر نرسانی چنان است که هیچ یک از پیغامهای خدا را نرسانیده باشی. خدا ترا از مردمان نگاه می‏دارد."

رسول خدا برای اجرای امر الهی دستور داد حاجیانی را که از پیش رفته بودند و آنان که هنوز حرکت نکرده بودند توقف کنند سپس فرمود در محل غدیر خم، محوطه‏ ای را که پنج درخت در اطراف آن بود از خس و خاشاک ستردند و روی درختها سایبان گستردند. روز پنجشنبه هجدهم ذی حجة رسول الله (ص)، نماز ظهر را پیشاپیش مسلمانان در آن محل بگزارد. آفتاب به قدری سوزنده بود که مردم قسمتی از ردای خود را زیر پا می‏افکندند و قسمتی را روی سر می‏کشیدند.

بعد از نماز بر منبری از جهاز شتران که در وسط جمعیت آماده شده بود بالا رفت و خطبه مبسوطی در شرح وظائف مسلمانان و مناقب اهل بیت ایراد نمود. در پایان خطبه، رسول الله (ص) بازوی علی را گرفته برافراشت به طوری که زیر بغل هر دو پیدا شد. آن گاه فرمود: ایها الناس مَن أولی الناس بالمؤمنین مِن انفسهم؟ « ای مردم چه کسی از جان مردمان به ایشان از خودشان ، سزاوارتر است؟ » همه گفتند : خدای و رسول او بهتر می‏دانند. پیغمبر فرمود: « ان الله مولای و انا مولی المؤمنین و انا أولی بهم من انفسهم، فمن کنت مولاه فعلیٌّ مولاه ؛ اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و أحِبَّ مَن أحَبَّه و أبغِض مَن أبغَضَهُ و انصُر مَن نَصَرَهُ و اخذُل مَن خَذَلَهُ و أدِرِ الحقَّ مَعَهُ حیثُ دار. ألا فیبلغ الشاهدُ الغائبَ»
یعنی: "خداوند مولی و سرور من است و من مولی و سرور مؤمنانم و بر مؤمنان از جانشان سزاوارترم . هر که را من مولی و سرورم پس علی نیز مولی و سرور او است (این سخن را سه بار و به نقل امام احمد حنبل چهار بار تکرار فرمود) سپس گفت: خدایا طرفدار کسی باش که طرفدار علی باشد و خصم آن باش که با او بستیزد. دوست بدار هر که او را دوست دارد. و دشمن بدار هر که او را دشمن دارد و یاری کن هر که او را یاری کند و خوار بدار هر که او را خوار بدارد و بگردان حق را با او هر جا که او می‏گردد به هوش باشید باید هر کس در اینجا حاضر است این سخن را به غایبان برساند. 
"

http://up.mjbasaer.ir/up/mjbasaer/Post/1395/Ghadir/ASA.jpg

به محض این که خطبه و ابلاغ رسول الله (ص) به پایان رسید هنوز مردم متفرق نشده بودند که این آیه نازل گشت: «... الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا ...» یعنی: امروز دین شما را برای شما به کمال رساندم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و از این که اسلام دین شما است خشنود گشتم (مائده، 3) . پیامبر(ص) پس از نزول این آیه فرمود: «اللهُ اکبرُ علَی إکمال الدین و إتمام النعمة و رضی الربِّ برسالتی و الولایةِ لِعلیٍّ بَعدی» یعنی:"بزرگتر است آن خدایی که دین را کامل و نعمت را تمام فرمود و از رسالت من و ولایت علی بعد از من خشنود است."

سپس خیمه ی ویژه ‏ای برافراشتند و به امر رسول الله (ص) مردان و زنان، از جمله زنان پیامبر(ص) در محضر او با علی بیعت کردند. بعد از این مراسم پیامبر(ص) با دست خود عمامه ‏ای بر سر علی نهاد و دنباله آن را پشت سرش مرتب کرد. این تکریم را که در موارد استثنائی و هنگام انتصاب به إمارت انجام می‏شد «تتویج» یا تاجگذاری می‏گفتند. بعد از این مراسم، بزرگان صحابه برای تهنیت نزد علی آمدند. پیش از همه ابوبکر و عمر بودند که گفتند: « گوارا باد تو را ای پسر ابوطالب. بَه بَه که صبح و شام می‏کنی در حالی که مولای همه مردان و زنان با ایمان شده‏ ای. » آنان علی(ع) را در آن روز با لقب امیر المومنین خطاب کردند.

 ابن عباس گفت: به خدا سوگند که اکنون پیمان تو بر گردن همه واجب گردید. بعدها علی(ع) همین موضوع را به رخ آنها می کشید که آیا شما نبودید که در روز غدیر چنین و چنان گفتید؟! حال چه شده که شیوه ای دیگر در پیش گرفته اید؟!

کدستان